X
تبلیغات
دختری از جنس شبح
گفت: این روزها کمی افسرده به نظر می رسی.

گفتم: واقعا؟

گفت: حتما نیمه شبها زیادی فکر می کنی. من فکر کردن های نیمه شب را کنار گذاشته ام.

گفتم: چطور تونستی این کار را بکنی؟

او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم میاد، شروع به تمیز کردن خانه می کنم. حتی اگر دو یا سه صبح باشد. ظرف ها را می شویم، اجاق را گردگیری می کنم، زمین را جارو می کشم، دستمال ظرف ها را در سفیدکننده می اندازم، کشوهای میزم را منظم می کنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو می کشم. آن قدر این کار را می کنم تا خسته شوم، بعد چیزی می نوشم و می خوابم. صبح بیدار می شوم و وقتی جوراب هایم را می پوشم، حتی یادم نمی اید شب قبل به چه فکر می کردم.

بار دیگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل همیشه تمیز و مرتب بود.

گفتم: آدم ها در ساعت سه صبح به هر جور چیزی فکر می کنند. همه ما اینطور هستیم. برای همین هر کدام مان باید شیوه ی مبارزه خود را با آن پیدا کنیم.

کجا ممکن است پیدایش کنم - هاروکی موراکامی

× دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 × 14:8 × دختری از جنس شبح ×

ﻣﻦ ﻫﻨوز
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.

ناظم حکمت

× یکشنبه یازدهم اسفند 1392 × 20:55 × دختری از جنس شبح ×

 

 

ﻣﻦ ﻫﻨوز
ﮔﺎﻫﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.

 

 
 

 

× دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 × 18:21 × دختری از جنس شبح ×

در زدم.

باز شد روی ادمی درازو باریک و ظریف سر تا پایش بوی ذوق هنری می داد

متوجه می شدی برای خلق کردن به دنیا امده      خلق  اثار  بزرگ بی هیچ قید و بندی هرگز چیز های ریز و بی اهمیتی مثل دندان درد عدم اعتماد به نفس و یا بد شانسی مایه ی زحمتش نبوداند.

 

از ان هایی بود     که به نوابغ شبیه اند .من هم که بیشتر شبیه ظرفشورها هستم واین جور ادم ها  همیشه یک کم حالم را می گیرند.

 

 

هالیوود -بوکوفسکی

× جمعه یازدهم بهمن 1392 × 17:22 × دختری از جنس شبح ×

گفته میشود ارنست همینگوی این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در

یک مسابقه ی داستان کوتاه نوشته است و برنده ی مسابقه نیز شده است.

همچنین گفته میشود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی بایکی

از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمیتوان داستان نوشت، نوشته

است.

کوتاه ترین داستان دنیا اثر ارنست همینگوی :


For Sale : Baby Shoes, Never Worn

برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده.

× پنجشنبه سوم بهمن 1392 × 3:12 × دختری از جنس شبح ×

× پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 × 18:29 × دختری از جنس شبح ×

اگر مثل آدم خداحافظی كنی ، غصه می خوری اما خیالت راحت است. اما جدایی بدون خداحافظی بد است ، خیلی بد . یك دیدار ناتمام است ، ذهن ناچار می شود هی به عقب برگردد و درست یك ذره مانده به آخر متوقف بشود...انگار بروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی..

× جمعه سوم آبان 1392 × 23:41 × دختری از جنس شبح ×

 

 تو اين دنيا همه دوست دارن يه جورايي خاص باشن

،ولي تو سعي كن عادي باشي،

چون اينجوري خاص تري!

 

 


 .

× یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 × 20:53 × دختری از جنس شبح ×

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net
× شنبه بیستم مهر 1392 × 19:41 × دختری از جنس شبح ×

× چهارشنبه هفدهم مهر 1392 × 15:52 × دختری از جنس شبح ×

دو خـط چـایـی، یـک فـنـجـان خـاطـره، کـمـی انـتـظـار.... بـوسـه ای نـزدیک!

Tumblr

× چهارشنبه سوم مهر 1392 × 18:12 × دختری از جنس شبح ×

عمویم گفت :

چه جوری به مدرسه می روی ؟؟

گفتم : با اتوبوس

پوزخندی زد و گفت :

من وقتی به سن تو بودم ده کیلو متر پیاده می رفتم ..

عمویم گفت :

چقدر بار را می توانی بلند کنی ؟؟

گفتم : یک گونی برنج...

پوزخندی زد و گفت : من وقتی هم سن تو بودم

یک گاری را به حرکت در می آوردم و یک گوساله را بلند می کردم ....

عمویم گفت :

تا حالا چند بار دعوا کرده ای ؟؟

گفتم : دو بار و هر دو بار هم کتک خوردم ..

پوزخندی زد و گفت : من وقتی هم سن تو بودم

هر روز دعوا می کردم و هیچ وقت هم کتک نمی خوردم ...

عمویم گفت :

چند سالته ؟؟؟

گفتم : نه سال و نیم ...

بادی به غبغب انداخت و گفت : من وقتی سن تو بودم

ده سالم بود

Untitled

× سه شنبه دوم مهر 1392 × 16:50 × دختری از جنس شبح ×

روزگار نکبتی شده ؛ آن قدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطره هاش چنگ بیاندازد و آنجاها دنبال چیزی بگردد .

عطر یاس - عباس معروفی

 

Girl,Girly,Rain,Rainy,Weather,Wet

× دوشنبه یکم مهر 1392 × 10:1 × دختری از جنس شبح ×

«تقریباً تماشاگر فیلم از هر چیزی ناراحت می‌شه و احساس می‌کنه بهش توهین شده. ولی کسایی که رمان و داستان کوتاه می‌خونن دوست دارن که ناراحت بشن و بهشون توهین بشه.»

چالز بوکوفسکی -هالیوود

× یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 × 23:56 × دختری از جنس شبح ×

من و افسره به هم گفتیم که از ملاقات هم خوش وقت شدیم. این حالمو به هم می زنه. همیشه دارم به یکی می گم "از ملاقاتت خوشحال شدم" در صورتی که هیچم از ملاقاتش خوشحال نشده م. گرچه، فکر می کنم اگه آدم می خواد زنده بمونه باید از این حرفام بزنه.

جی دی سلینجر
× یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 × 15:55 × دختری از جنس شبح ×