تبليغاتX
دختری از جنس شبح

دختری از جنس شبح

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 5:9 توسط دختری از جنس شبح |


كاش در كتاب قطور زندگي سطري باشيم فراموش نشدني نه حاشيه اي از ياد رفتني

 

 

مـن پـر از حرف سکوتم
خالـی‌ام رو بـه سقوطم
بـي تــو و آبـي عشقت
تشـنـه‌ام كـويــر لـوتــم
نمي‌خوام آشفته باشم
آرزوي خـفــتـه بـاشـــم
تـــو نـــذار آخــر قـصـــه
حرفــمــو نگفـته باشم
!

 

 

 

شاعری را دیدم

میگفت پایـــــیــــــــز

فصلیست که عاشق شده است

پس ...

اگر زیباست عشق ،

قلبتان پاییزی ...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 3:43 توسط دختری از جنس شبح |


 

اونی که مدعی بود عاشقته

تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت

بی خبر رفت

بی خبر رفت و تو این ویرانه ها

رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت......

آه دلو سوزوندی

آه چرا نموندی

من و هر ثانیه ها جنون تو

واسه من همین خیالتم بسه

بذار جاده ها اشتباه برن

ما که دستامون به هم نمی رسه

نمی رسه......

با حریر پیله های کاغذی

واسه من جاده رو ابریشم نکن

من به پروانه شدن نمی رسم

حرمت فاصله مون و کم نکن.............

آه دلو سوزوندی

آه چرا نموندی

 

 

خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطي که نفهمي تر شده چشمام

خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد

به ياد آسموني که منو از چشم تو ميديد

اگه گفتم خداحافظ نه اين که رفتنت ساده ست

نه اين که مي شه باور کرد دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اين که نبندي دل به رويا ها

بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا

خداحافظ خداحافظ

همين حالا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 3:12 توسط دختری از جنس شبح |


Teenager Girl Sitting On Road Royalty Free Stock Photos

 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ...

هر که با ما بود از ما می گریخت ...

 چند روزی ست حالم دیدنیست...

 حال من از این و آن پرسیدنیست...

 گاه بر روی زمین زل می زنم... 

گاه  بر حافظ تاءل می زنم...

 حافظ دیوانه فالم را گرفت...

یک غزل آمد که حالم را گرفت: ...

 ما زیاران چشم یاری داشتیم...

 غلط بود آنچه می پنداشتیم

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 22:25 توسط دختری از جنس شبح |


 

Teenager Girl Sitting On Road Royalty Free Stock Photography

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 21:13 توسط دختری از جنس شبح |


کاش ! قلبم درد تنهایی نداشت سینه ام هرگز پریشانی نداشت کاش! برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش! می شد راه سخت عشق را بی خط پیمود و قربانی نداشت...

 

اشكی كه بی صداست/ پشتی كه بی پناست /دستی كه بسته است/ پایی كه خسته است/ قلبی كه عاشق است/ حرفی كه صادق است / شعری كه بی بهاست/ شرمی كه آشناست/ دارایی من است/ ارزانی شماست..........

 

 

Emo 41 Girl Alone

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 2:35 توسط دختری از جنس شبح |


تست هوش

 

سوال اول: یک دختر که تازه رانندگی یاد گرفته ، داخل  خیابون یک طرفه میشه ، اما از طرف مخالف ، با این وجود اون هیچ قانونی رو نمیشکنه ! چطور ممکنه؟!

سوال دوم: چطور میتونین یک توپ رو با تمام قدرتتون پرتاب کنین که دوباره به طرف شما برگرده ، در حالیکه به چیزی به خورد نکنه و چیزی به اون تماس پیدا نکنه و هیچ کس دیگری توپ رو نگیره و دوباره به طرف شما پرتاب نکنه؟

سوال سوم: دو تا دانش آموز در دو طرف یک میز نشسته اند. هیچ چیزی در میان آن ها به غیر از میز وجود ندارد ، اما آن ها نمی توانند همدیگر را ببینند ، این چطور ممکنه؟

 

 

 

 

جواب سوال اول
دختره پیاده میره تو خیابون نه با ماشین
جواب سوال دوم
توپ رو بالای سرمون پرتاب میکنیم
جوای سوال سوم
دانش آموزها پشتشون به هم بوده

 

 

 

 

 

مسئله ۱ – فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله ۲ – پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله ۳ – چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله ۴ – شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله ۵ – این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

 

 

 

 

مسئله ۱ – راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید ” تصور کنید که راننده اتوبوس هستید.”

مسئله ۲ – همه کلاغ ها ، چون آنها فقط ” در شرف پرواز ” هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند

مسئله ۳ – هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی

مسئله ۴ – هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.

مسئله ۵ – بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 3:50 توسط دختری از جنس شبح |


 

دروغگوی حرفه ای

 

افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره.
افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟
راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن.
افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟
-این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!!
-این ماشین دزدیه؟
- آره همینطوره ولی بذار یه کم فکر کنم !فکر کنم وقتی داشتم تفنگم رو می زاشتم تو داشبورد کارت ماشین صاحبش رو دیدم!
-یعنی تو داشبورد یه تفنگ هست؟
- بله .همون تفنگی که باهاش خانم صاحب ماشین رو کشتم و بعدش هم جنازه اش رو گذاشتم تو صندوق عقب .
--یه جسد تو صندوق عقب ماشینه ؟
بله قربان همینطوره!!!
با شنیدن این حرف افسر سریعا با مافوقش (سروان )تماس می گیره.طولی نمی کشه که ماشینهای پلیس ماشین مرد رو محاصره می کنن و سروان برای حل این قضیه پیچیده به پیش مرد می آد.
سروان:-ببخشید آقا میشه گواهینامه تون رو ببینم ؟
مرد:- بله بفرمائید !!
گواهینامه مرد کاملا صحیح بود!
سروان:-این ماشین مال کیه؟
مرد:-مال خودمه جناب سروان .اینم کارتش !
اوراق ماشین درست بود و ماشین مال خود مرد بود!
- میشه خیلی آروم داشبورد رو باز کنی تا ببینم تفنگی تو اون هست یا نه؟
- البته جناب سروان ولی مطمئن باشین که تفنگی اون تو نیست !!
واقعا هم هیچ تفنگی اون تو نبود !
- میشه صندوق عقب رو بزنین بالا .به من گفتن که یه جسد اون تویه !!
- ایرادی نداره
مرد در صندوق عقب رو باز می کنه و صد البته که جسدی اون تو نیست !!!
سروان:- من که سر در نمی آرم .افسری که جلوی شما رو گرفته به من گفت که شما گواهینامه ندارین،این ماشین رو دزدیدین ،تو داشبوردتون یه تفنگ دارین و یه جسد هم تو صندوق عقبتونه !!!
مرد:- عجب !!! ، شرط می بندم که این دروغگو به شما گفته که من تند هم می رفتم
.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 2:25 توسط دختری از جنس شبح |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام من شبحی هستم 16 ساله و امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون بیاد .

بر خاک بخواب نازنیـــــــن ! تختی نیست.آواره شدن .....حکایت سختی نیست !از پاکی اشــــــــک های خود دانستم.که لبخند ، همیشه ، راز خوشبختی نیست






صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388


آرشیو موضوعی

نامت چه بود؟
تست هوش
عکس دخترهای کره ای
زندگی
تا شقایق هست زندگی باید کرد
بی تو مهتاب شبی
تنها
شکلات
مداد رنگی
شعر<پروانه>
روی قبرم بنویسید
منو میخ بانو
عکس
سهراب سپهری 88 (طنز)
آدمک خر نشوی گریه کنی
داستان


پیوندها

روزمردگی های یک شب گردتنها
تنهایی
غنچه گل
دختری به دنبال خنده
پر سفید
پیشی سمپاد
عشق اول @عشق اخر@
//{ بهترین و جدیدترین }//
مگسی از کوچه ی تنهایی گذشت...
MiNi jOOOOOn
دختری از جنس خاک
شهر بی گناه
!!#$%^&**بیا 2 بهترینم**&^%$#!!
اگه عکس میخوای بیاتو
Sorrow Of Love غم عشق
"پسری از جنس اتش
روشنی شب
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin